کنکور
پسر داییم تو کنکور ۱۰۰از آخر شده
بعد داییم شیرینی پخش کرده
به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟
گف آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن !
پسر داییم تو کنکور ۱۰۰از آخر شده
بعد داییم شیرینی پخش کرده
به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟
گف آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن !
- حتی شامی های مادر هم خوشمزه تر شده اند
روحانی مچکریم
- از وقتی روحانی رییس جمهور شده همه چی بانظم و ترتیب پیش میره مثلا شماببین:
اخرین روز هفته گذشته اخرین روز ماه بود اخرین روز بهار هم بود و اولین روز هفته ، اولین روز ماه بود اولین روز تابستونم بود
روحانی مچکریم
از حیف نون می پرسن این شعر از کیه؟ “سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز” می گه نمی دونم یه راهنمایی بکنید… می گن اسم شاعر توی خود شعر هست. می گه: آهان فهمیدم، جواد نکونام!
میگن تو جهنم فقط کارت شارژ ۱۰۰۰۰تومانی میفروشن …
اونم با قیمت ۱۵۰۰۰تومن !
تازه وقتی رمز رو بزنی پیام میاد این کارت شارژ قبلا استفاده شده است!!
حالا بازم گناه کن تا این روزا رو نبینی !
سوالات رایج مربوط به موبایل:
سال ۷۶ : آنتن دهی ش چطوره؟
سال ۷۹ : چقدر شارژ نگه میداره؟
سال ۸۲ : دوربینم داره؟
سال ۸۵ : دوربینش چند مگا پیکسله؟
صداش چطوره؟
سال ۸۸ : تاچه؟یا از این معمولیاس؟
سال ۹۱ : اندرویده؟
. .
سال ۹۴ : هوشمنده؟ یا معمولیه؟
سال ۹۷ : اخلاقش چطوره؟!
سال ۱۴۰۰: درکت میکـنــه ؟! یا نه؟
سال ۱۴۰۳: به اندازۀ کافی بهت توجه میکنـه؟
یا میخوای باهاش به هم بزنی؟
والا…!
از طرف مدرسه به حیف نون گفتن برو درباره "عمه ی عطار" تحقیق بنویس، کل فامیل رو بسیج کرده که درباره "عمه ی عطار" مطلب جمع کنن، آخرشم به هیچ جا نرسیدن! اصلا هیچ منبعی درباره خانواده پدری عطار پیدا نمیشد. مادرش رفت مدرسه داد و بیداد که این چه تحقیقی به بچه مردم میدین ! عمه ی عطار به چه درد بچه میخوره آخه!؟ مدیر مدرسه هم گفت:
ای خانم، موضوع تحقیق اصلا "عمه ی عطار" نبوده " ائمه ی اطهار" بوده !!
مردی به همسرش این گونه نوشت:
عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.
عاشقتم اميدوارم حالت خوب باشه
همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد :
عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم . ریز هزینه ها :
1) با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.
2) معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم !
3) صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد .
5) با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من آیتم های دیگری هم به او دادم.
5) سایر موارد 40 بوس .
نگران من نباش!! هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا اخر این ماه با اون سر کنم
یه مرد انگلیسی نشسته بود داشت تلویزیون تماشا میکرد که یهو مرگ اومد پیشش !
مرگ گفت : الان نوبت تو رسیده که ببرمت !
مرده که یکم ٱشفته شده بود گفت: داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بزار واسه بعداً ...
مرگ : نه اصلا راه نداره ! همه چی طبق برنامه ست ! طبق لیست من الان نوبت توئه
مرده گفت : حداقل بزار یه شربت بیارم خستگیت در بره ؛ بعدش جونمو بگیر...
مرگ قبول کرد و مرده رفت تا شربت بیاره ! توی شربت دو تا قرص خواب آور خیلی قوی ریخت !
مرگ وقتی شربت رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...
مرده طی مدتی که مرگ خواب بود لیستو برداشت و اسمشو از اول لیست پاک کرد و آخر لیست نوشت و منتظر شد تا مرگ بیدار شه
مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی ، خستگیم در رفت ! منم بخاطر این محبتت بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم
شبی سه نفر دستگير میشن و در نهايت ناباوري به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم ميشن
نوبت نفر اول میشه که بشینه روی صندلی ، وقتی میشینه میگه : من توی دانشگاه ، رشته الهیات خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم ؛ میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه کلید برق رو میزنن، ولی هیچ اتفاقی نمیفته ؛ به بی گناهیش ایمان میارن و آزادش میکنن.
نفر دوم میشینه روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه، حقوق خوندم ؛ به عدالت خدا ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته، کلید برق رو میزنن و هیچ اتفاقی نمیفته ؛ به بی گناهی اون هم ایمان میارن و آزادش میکنن .
نفر سوم میاد روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه، رشته برق خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی!! مسوولين زندان مشكل رو ميفهمن و موفق به اعدام فرد ميشن...
نتيجه اخلاقی: لازم نيست همیشه راه حل مشكلات رو جار بزنید!