جوک اصفهانی

اصفهانيه قله اورست رو فتح كرد. بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟ ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یه اصفهانی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد ، بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم ! بقیه اش هم همین مزه را می دهند

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه ، اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین ، آخه یقم پاره میشه

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شب عید فطر همه اصفهانیا بیرون خوابیده بودن ازشون می پرسن چرا بیرون خوابیدین ؟ میگن واسه اینکه پول فطریمون بیفته گردن شهرداری

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به آدامس می گن آرزوت چیه؟ میگه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جشنــواره فیلم اصــفهان :

- دو نفر با یک تخم مرغ !

- تا حالا موز خوردی ؟!

- ده نفر زیر یک چتر !

- من هوشنگ ۱۵ تومان دارم !

دیشب باز هم پیتزا خوردم .

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته كنار خیابون گریه میكنه ، جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سكه ۲۵ تومانی ام را گم كرده ام ، مرد میگه اینكه گریه نداره بیا این ۲۵ تومانی مال تو ! بچه باز هم به گریه كردن ادامه میده  مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم !

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اصفهانیه داشته رو خودش یخ می ریخته ، میگن چرا این کارو می کنی ؟ میگه می خوام سرما بخورم،
میگن چرا؟ میگه : آخه یه پنی سیلین دارم داره تاریخ مصرفش میگذره !

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ادامه نوشته

دور از شوخی

حبیب یغمایی متعلق به کوره دهی بود بنام " خور " که خیلی به آنجا عشق میورزید و در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هر کس و ناکسی ریش به خاک مالید و زانو زد . و مهمتر اینکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتاب های خطی اش را که در تمام عمر آنها را با خون دل جمع کرده بود به آنجا منتقل ساخت و وصیت کرد بعد از مرگش او را در آنجا دفن کنند . اما میدانید مردم قدر شناس همان سامان با جنازه اش چه کردند ؟

وقتی پیکر رنج کشیده او با کاروان استادان و شاگردانش _ از جمله دکتر اسلامی ؛ دکتر باستانی پاریزی ؛ دکتر زرین کوب ؛ سعیدی سیرجانی و بسیاری دیگر از چهره های نامدار وطن مان - به روستای خور برده شد ؛ همان کودکانی که در مدرسه یغمایی درس میخواندند و همان مردمی که در درمانگاهش درد های خود را درمان کرده بودند ؛ به فتوای آخوندک ابله همان روستا ؛ دامن شان را پر از سنگ های درشت تر از فندق و کوچک تر از گردو کردند تا جنازه این خدمتگزار به فرهنگ ایران را سنگباران کنند . و درد انگیز تر اینکه پس از دفن جنازه حبیب یغمایی ؛ فرزندانش دو سه روزی در مقبره اش خوابیدند و کشیک دادند مبادا آن پیکر بیگناه را از زیر خاک در بیاورند و به لاشخور ها بدهند

جدیدترین دانستنی کامپیوتر از سوی دانشگاه اکسفورد

آیا می دانستید اگر CTRL+W را بزنید سرعت کاپیوتر شما بیشتر می شود

این مطلب تازه ترین دانستنی رایانه از سوی دانشگاه اکسفورد است

سوال کنکور

غضنفر کنکور داشته میره سر جلسه

سوالها رو که پخش می كنند

اول يک پنج دقيقه‌ای مبهوت به سؤالا خيره ميشه !

بعد يک بیست پنج تومنی از جيبش درمياره

شروع می كنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ برگه رو پر كردن…

بعد 40-50 دقيقه مراقب می بينه غضنفر خيس عرق شده !
هی داره يک سكه رو ميندازه بالا …

ميره جلو می پرسه : داری چيكار ميكنی ؟

ميگه : همه سوالا رو جواب دادم ، دارم جوابامو چک ميكنم !!!

صدای جیر جیرک

یارو از صدای جیرجیرک خوابش نمی برده،
جیرجیرکه رو روغنکاری می کنه!

ضعف عقلی

دکتر نظام وظیفه در برگه پسری نوشت: معاف به دلیل ضعف جسمانی.
پسره گفت: آخ جون، فوری میرم زن میگیرم.
دکتره نوشت: و همچنین ضعف عقلانی.

آینه هم آینه قدیم

يه پيرزن خودشو تو آينه نگاه می کنه

ميگه آينه هم آينه های قديم !

آخرین حرف محکوم به اعدام

محکوم به اعدام : آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم…

دادستان : اشکال نداره ، پسرت کجاست ؟

محکوم : من هنوز ازدواج نکرده ام !

چک یهودیا و مسلمونا


لره به یهودیه میگه چرا شما اینقدر پولدارین؟ میگه: خدا یه چک نوشت داد به
موسی اونم نقد کرد داد به ما. بعد یهودیه میگه شما چرا اینقدر فقیرین؟ لره
میگه: خدا یه چک نوشت داد به محمد ، محمد داد به علی علی داد به حسن
حسن داد به حسین حسین داد به زین العابدین همینجوری رسید به آخری که
اونم غیبش زده حالا میگن شاید این جمعه بیاید شاید آن جمعه بیاید جمعه هام
که بانک تعطیله

موجود یخ

به یکی میگن یه موجود نام ببر ، میگه یخ ... ، میگن آخه یخ که موجود محسوب نمیشه ، میگه چرا من خودم صد بار دیدم نوشتند یخ موجود است

جوک باحال

دو رفیق در رستورانی نشسته بودند.
اولی با همان لقمه ی اول فلفلی خورد و اشکش درآمد.
رفیقش گفت چی شد؟ چرا گریه می کنی؟
او از شیطنت نگفت فلفل تند بوده تا دوستش نیز گر بگیرد لذا گفت : هیچی یاد داداشم افتادم که اعدامش کردن.
دومی همدردی کرد و او هم لقمه ای با فلفل در دهان گذاشت و اشک او هم در آمد.
اولی بهش گفت چی شد؟ تو چرا گریه می کنی؟
دومی گفت : گریه ام گرفته که چرا بجای داداشت، احمقی دروغگو مثل تو رو اعدام نکردن

نام همسر در موبایل آقایون

نام همسر در موبايل آقايون:
بعد١ماه:عزيزم
بعد٢ماه:خانمم
بعد٣ماه: همسرم
بعد١سال:منزل

بعد ۲سال:چنگیز
بعد۳سال: هيتلر
بعد۴سال:عزرائيل

سوسن خانوم به سبک...

یارو مداحه اومده بود تو محله داشت سوسن خانم رو اجرا می کرد با ریتم:
حرم طلا... امام حسین... میمیرم برات... میخوام بیام دم حرمتون... دس بزنم به
ضریحتون!
ملت نمیدونستن باید سینه بزنن یا قر بدن؟! به قول برو بکس ادامه شعر هم باید اینطوری بوده باشه:
شدم عاشق شمشیرتون، میخوام بیام در رکابتون، حالا میخوام بیام جنگ بکنم، نگو نه، نگو نمیشه، این قلب من عاشقته عاشقترم می شه... حالا جنگ! خون! کو اعظم؟ بابا اسمش یزیده نه اعظم! حالا یزیده, وزیده, خزیده، پزیده!!!! هر چی باشه یزید باشه! یزید خره یه دونه باشه! کفشای سیاه پاشه! .....

سلامتی بچه های..

به سلامتی بچه های قدیم که با ذغال برای خودشون سبیل می گذاشتند که مثل باباهاشون بشند نه بچه های الآن که ابروهاشونا بر میدارند که شبیه ماماناشون بشند صلوات

عجب کابوسی

اصفهانی تو خواب میبینه به فقیر 1000 تومان داده وقتی بلند میشه میگه : عجب کابوسی بود

اس ام اس باحال اصفهانی

يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه 25 توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين25 توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده ، مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان 50 تومن پول داشتم!!

جوک جدید

 
بچه یه اصفهانی یه سکه 5 ریالی میخوره شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و لله عمل با موفقیت انجام شد و ما
این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در اوردیم اصفهانیه میره جلو میگه آقای
دکتربا عرضی معذرت اول 5 ریال ما رو بدین حسابمون با هم قاطی نشه

جوک باحال اصفهانی

اصفهانیه تصادف کرده بوده نشسته بوده وسط خیابون میزده تو سرش که ماشینم! ماشینم داغون شد! خاک تو سرم شد. افسره میره بهش میگه بدبخت انقدر حرص ماشینتُ زدی که نفهمیدی دست چپت از مچ قطع شده! اصفانیه یه نیگاه میکنه به
دستش و میگه:یا حضرتعباس ساعتم!

جوک باحال اصفهانی

اصفهانیه از دست بچش عصبانی میشه ، میگه : حیف که پولی یارانه هادا میریزن به حسابم وگرنه میکشتمد !!!